الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

326

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

ما آنها را مشتى اخلالگر و مفسد فى الارض و اشرار و اوباش مىدانستيم كه براى به همزدن آرامش اجتماع ، و از بين بردن افتخارات نياكان ما ، بپاخاسته بودند ، مثل اينكه تشخيص ما تمام غلط بود ! « آيا ما آنها را به سخريه گرفتيم يا به اندازه اى حقير بودند كه چشمهاى ما آنها را نمىديد » ( * ( أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الأَبْصارُ ) * ) ( 1 ) . آرى ما اين مردان بزرگ و با شخصيت را به باد مسخره مىگرفتيم ، و بر حسب و وصله اشرار بودن به آنها مىزديم ، و گاه حتى از اين مرحله نيز پائينتر مىشمرديم آنها را افراد حقيرى مىدانستيم كه اصلا به چشم نمىآمدند ، اما معلوم شد هوا و هوسها و جهل و غرور بر چشم ما پرده سنگينى افكنده بود ، آنها مقربان درگاه خدا بودند و الان بهشت جايگاهشان است . جمعى از مفسران احتمال ديگرى در تفسير آيه فوق داده‌اند و آن اينكه : مساله سخريه اشاره به وضع عالم دنيا است و جمله « * ( أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الأَبْصارُ ) * » اشاره به وضع دوزخ است يعنى در اينجا چشم نزديكبين ما در ميان اين شعله‌هاى دود و آتش آنها را نمىتواند ببيند ، البته معنى اول صحيحتر به نظر مىرسد . اين نكته قابل توجه است كه يكى از عوامل عدم درك واقعيتها جدى نگرفتن مسائل و استهزا و شوخى با حقايق است ، هميشه بايد با تصميم جدى به بررسى واقعيتها پرداخت تا حقيقت روشن گردد . سپس به عنوان يك خلاصه گيرى از گفتگوهايى كه ميان دوزخيان

--> ( 1 ) قابل توجه اينكه « زاغت » كه از ماده « زيغ » به معنى انحراف از حق و درستى است در اينجا به چشم نسبت داده شده نه به صاحبان چشم ، و اين براى بيان مبالغه در مطلب است .